محمود كتبى

95

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

و پهلوان خرم ، بدانچه غايت مردانگى بود ، با پياده و سواره به دفع و منع ايشان اقدام مىنمود و به واسطهء كثرت جانب مخالف ، پهلوان خرم به غايت خراب حال شد . ناگاه غبار لشكر شاه شجاع ظاهر شد و بر دشمنان راه بسته گشت و از طرف ديگر به واسطهء رودخانه مجال عبور نبود . تا آخر الامر كار به مرتبه‌اى رسيد كه دويست سوار نامدار خود را در آب غرق كردند و باقى جاناجان متفرق گشتند . 128 . ذكر فتح شيراز از آن‌جا ، رايات شاه شجاع متوجه شيراز شد . چون به پول پسانزول افتاد ، شاه محمود بعد از دو سه روز با لشكرى چون كوه ظاهر شد . روز شنبه شانزدهم ذيقعده سنهء سبع و ستين و سبع مايه دو لشكر مقابل شدند و حربى عجيب روى نمود . چنانچه هيچ فرقى ميان دو لشكر نماند . امير از مأمور و غالب از مغلوب پيدا نبود . در آن حال شاه شجاع لنگر صبر و قرار بينداخت . طائفه‌اى از بهادران لشكر بر او گرد آمدند و از آن جانب نيز شاه محمود پاى مردى بفشرد . جمعى از لشكر نيز بر او جمع شدند و ديگر نوبت بر هم ديگر زدند . لشكر شاه محمود روى به شهر نهادند 129 . شاه شجاع به حوالى شيراز نزول كرد . پيشوايان و سرداران شيراز و حوالى شيراز متفق اللفظ معتمدان را بفرستادند كه چون رايات همايون به نزديك شهر و بارو رسند ايشان دروازه‌ها تسليم كنند . شاه محمود چون اين حالات را معلوم كرد ، در روز يك‌شنبه بيست و چهارم ذيقعده سنهء سبع و ستين و سبع مائه به تهيهء اسباب عزيمت عراق اشتغال نمود و شب هنگام عزيمت كرد 130 . در اثناى راه ، سلطان عماد الدين احمد تخلف نمود و به دستبوس شاه شجاع رسيد و نوبت ديگر سرير سلطنت فارس به ذات شريف شاه شجاع مزين گشت و به نفس مبارك متوجه مجلس علماى كرام و فضلاى انام شد و به درس استاد البشر مولانا قوام الدين عبد اللّه فقيه نجم ( منجم ؟ ) حاضر مىشد و شرح اصول ابن حاجب از تصنيفات سلطان العلما عضد الملة و الدين عبد الرحمن افتتاح فرمود و مسند قضا را به مكانت شافعى الزمان سلطان الفقها فى الدوران مولانا بهاء الدين عثمان كوه گيلوئى 131 تزيين فرمود و وزارت برقرار به خواجه قطب الدين سليمان شاه بن خواجه محمود كمال مسلم داشت و مجموع رعايا و كافهء برايا مرفه الحال گشتند و روز به روز مراتب علما و فضلا